[ˈʃpaɪ̯çɐ]
انبار، ذخیره
English: storage, warehouse
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Speicher | die Speicher |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Speicher | die Speicher |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Speicher | den Speichern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Speichers | der Speicher |
Mir geht der Speicher aus.
حافظهام پر شده است.
«Speicher» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.