[ˈʃpiːlˌtɪʃ]
میز بازی
English: gaming table
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Spieltisch | die e |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Spieltisch | die e |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Spieltisch | den en |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Spieltisches | der e |
Am Spieltisch saßen vier alte Männer.
چهار پیرمرد پشت میز بازی نشسته بودند.
«Spieltisch» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.