[ˈʃpiːlˌt͡suːk]
حرکت بازی، نوبت بازی
English: play, move
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Spielzug | die Spielzüge |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Spielzug | die Spielzüge |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Spielzug | den Spielzügen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Spielzugs | der Spielzüge |
Der Trainer plante einen neuen Spielzug.
مربی یک حرکت بازی جدید برنامهریزی کرد.
«Spielzug» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.