[ˈʃpɪnənˌnɛt͡s]
تار عنکبوت
English: spider web
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Spinnennetz | die Spinnennetze |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Spinnennetz | die Spinnennetze |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Spinnennetz | den Spinnennetzen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Spinnennetzes | der Spinnennetze |
Mitten im Spinnennetz saß eine Spinne.
وسط تار عنکبوت، یک عنکبوت نشسته بود.
«Spinnennetz» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.