[ˈʃpʁɪŋklɐ]
افشانک، آبپاش
English: sprinkler
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Sprinkler | die Sprinkler |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Sprinkler | die Sprinkler |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Sprinkler | den Sprinklern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Sprinklers | der Sprinkler |
Der Sprinkler hat den Rasen automatisch bewässert.
آبپاش به طور خودکار چمن را آبیاری کرد.
«Sprinkler» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.