[ˈʃtamˌtɪʃ]
میز همیشگی، میز دوستان
English: regulars' table
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Stammtisch | die -e |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Stammtisch | die -e |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Stammtisch | den -en |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Stammtisches | der -e |
Am Stammtisch diskutieren sie über Politik.
سر میز همیشگی درباره سیاست بحث میکنند.
«Stammtisch» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.