[ˈʃtaʁə]
سکون، خشکی
English: rigidity, stiffness
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Starre | die Starren |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Starre | die Starren |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Starre | den Starren |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Starre | der Starren |
Die Starre des Körpers nach dem Unfall war auffällig.
سفتی بدن بعد از تصادف چشمگیر بود.
«Starre» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.