[taxykaʁˈdiː]
تاکیکاردی
English: tachycardia
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Tachykardie | die Tachykardien |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Tachykardie | die Tachykardien |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Tachykardie | den Tachykardien |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Tachykardie | der Tachykardien |
Der Arzt diagnostizierte eine Tachykardie bei dem Patienten.
پزشک تاکیکاردی را در بیمار تشخیص داد.
«Tachykardie» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.