[ˈtʁaɪ̯pˌjaːkt]
شکار دستهجمعی
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Treibjagd | die Treibjagden |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Treibjagd | die Treibjagden |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Treibjagd | den Treibjagden |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Treibjagd | der Treibjagden |
Die Schule ist mit Prüfungen und Noten zur Treibjagd verkommen.
«Treibjagd» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.