[ˈtʁiːpˌvɛʁk]
موتور، پیشرانه
English: engine, power plant
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Triebwerk | die Triebwerke |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Triebwerk | die Triebwerke |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Triebwerk | den Triebwerken |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Triebwerks | der Triebwerke |
Dieses Triebwerk funktioniert perfekt.
این موتور جت بینقص کار میکند.
«Triebwerk» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.