[ˈʊmbaʊ̯]
بازسازی، تغییر بنا
English: conversion, renovation
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Umbau | die Umbauten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Umbau | die Umbauten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Umbau | den Umbauten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Umbaus | der Umbauten |
Der Wirtschaftsminister forderte, der Umbau der Energieversorgung müsse wohlbedacht erfolgen.
وزیر اقتصاد تأکید کرد که تغییر نظام تأمین انرژی باید با دقت و اندیشه انجام شود.
«Umbau» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.