[ˈuːɐ̯ˌkʊndə]
سند، مدرک
English: document, certificate
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Urkunde | die Urkunden |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Urkunde | die Urkunden |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Urkunde | den Urkunden |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Urkunde | der Urkunden |
Diese Urkunde ist unverständlich.
این مدرک قابل فهم نیست.
«Urkunde» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.