[ˈfœlkɐˌbal]
بازی وسطی
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Völkerball | die Völkerbälle |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Völkerball | die Völkerbälle |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Völkerball | den Völkerbällen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Völkerballs | der Völkerbälle |
Tom wollte kein Völkerball spielen, weil er müde war.
«Völkerball» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.