[ˈfaɪ̯lçən]
بنفشه
English: violet (flower)
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Veilchen | die Veilchen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Veilchen | die Veilchen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Veilchen | den Veilchen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Veilchens | der Veilchen |
Einige Veilchen wachsen in seinem Garten.
چند بنفشه در باغش روییده.
«Veilchen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.