سطح C2اسم

die Verdrängung

[fɛɐ̯ˈdʁɛŋʊŋ]

سرکوب، سركوفت

English: repression, suppression

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Verdrängungen

صرفِ Verdrängung در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)die Verdrängungdie Verdrängungen
Akkusativمفعولی (چه را؟)die Verdrängungdie Verdrängungen
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)der Verdrängungden Verdrängungen
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)der Verdrängungder Verdrängungen

جمله‌ی مثال با Verdrängung

  • Die Verdrängung der Erinnerungen machte ihn krank.

    سرکوب خاطرات او را بیمار کرد.

خانواده‌ی واژه

«Verdrängung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.