[fɛɐ̯ˈliːptɐ]
عاشق
English: lover (male)
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Verliebter | die Verliebten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Verliebter | die Verliebten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Verliebter | den Verliebten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Verliebters | der Verliebten |
Ein Ertrinkender lässt sich retten, ein Verliebter niemals.
غریق را میشود نجات داد، اما عاشق را هرگز.
«Verliebter» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.