[fɛɐ̯ˈloːptɐ]
نامزد (مرد)
English: fiancé
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Verlobter | die Verlobten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Verlobter | die Verlobten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Verlobter | den Verlobten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Verlobters | der Verlobten |
Wo ist dein Verlobter?
نامزدت کجاست؟
«Verlobter» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.