[fɛɐ̯ˈmɪstɐ]
مفقودشده
English: missing person
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Vermisster | die Vermisste |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Vermisster | die Vermisste |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Vermisster | den Vermissten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Vermissters | der Vermisste |
Der Vermisste wurde nach drei Tagen gefunden.
مفقودشده پس از سه روز پیدا شد.
«Vermisster» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.