سطح B2اسم

die Vernunft

[fɛɐ̯ˈnʊnft]

عقل، خرد

English: reason, sanity

گرامر

آرتیکل
die

صرفِ Vernunft در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)die Vernunft—
Akkusativمفعولی (چه را؟)die Vernunft—
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)der Vernunft—
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)der Vernunft—

جمله‌ی مثال با Vernunft

  • Diese Idee ist bar jeder Vernunft.

    این ایده کاملاً بی‌منطق است.

ترکیب‌های رایج با Vernunft

  • jemanden zur Vernunft bringen
  • jemandem Vernunft beibringen
  • Vernunft annehmen
  • wieder zur Vernunft kommen
  • praktische Vernunft
  • wider die/jede Vernunft

خانواده‌ی واژه

«Vernunft» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.