[fɛɐ̯ˈtʁeːtʊŋ]
نمایندگی، جانشینی
English: representation, deputyship
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Vertretung | die Vertretungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Vertretung | die Vertretungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Vertretung | den Vertretungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Vertretung | der Vertretungen |
Taiwan eröffnet eine diplomatische Vertretung in Litauen.
تایوان یک نمایندگی دیپلماتیک در لیتوانی افتتاح میکند.
«Vertretung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.