[fɛɐ̯ˈt͡suːk]
تأخیر، تأخیر در پرداخت
English: delay, arrears
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Verzug | die Verzüge |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Verzug | die Verzüge |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Verzug | den Verzügen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Verzugs | der Verzüge |
Tom ist etwas in Verzug.
تام کمی تأخیر دارد.
«Verzug» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.