[vaɪ̯p]
حال و هوا، فضا
English: vibe, atmosphere
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Vibe | die Vibes |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Vibe | die Vibes |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Vibe | den Vibes |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Vibes | der Vibes |
Die Stadt hat einen entspannten Vibe.
این شهر حال و هوای آرامی دارد.
«Vibe» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.