[viˈtaːlˌt͡saɪ̯çn̩]
علائم حیاتی
English: vital sign
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Vitalzeichen | die Vitalzeichen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Vitalzeichen | die Vitalzeichen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Vitalzeichen | den Vitalzeichen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Vitalzeichens | der Vitalzeichen |
Die Krankenschwester kontrollierte die Vitalzeichen des Patienten.
پرستار علائم حیاتی بیمار را بررسی کرد.
«Vitalzeichen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.