[ˈfiːt͡səpʁɛziˌdɛnt]
معاون رئیس، نایبرئیس
English: vice president
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Vizepräsident | die Vizepräsidenten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Vizepräsidenten | die Vizepräsidenten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Vizepräsidenten | den Vizepräsidenten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Vizepräsidenten | der Vizepräsidenten |
Vizepräsident Roosevelt begab sich eilends nach Buffalo.
معاون رئیسجمهور روزولت با عجله به بوفالو رفت.
«Vizepräsident» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.