[ˈfoːɡl̩ˌkɛːfɪç]
قفس پرنده
English: birdcage
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Vogelkäfig | die e |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Vogelkäfig | die e |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Vogelkäfig | den en |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Vogelkäfigs | der e |
Tom machte mir einen Vogelkäfig.
تام برای من یه قفس پرنده ساخت.
«Vogelkäfig» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.