[ˈfoːɐ̯ˌʁɪçtʊŋ]
وسیله، ابزار
English: device, apparatus
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Vorrichtung | die Vorrichtungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Vorrichtung | die Vorrichtungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Vorrichtung | den Vorrichtungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Vorrichtung | der Vorrichtungen |
Diese Vorrichtung öffnet die Tür automatisch.
این وسیله در را بهطور خودکار باز میکند.
«Vorrichtung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.