[ˈvɛːʁʊŋ]
ارز، پول رايج
English: currency
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Währung | die Währungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Währung | die Währungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Währung | den Währungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Währung | der Währungen |
Die Währung wurde stabilisiert.
ارز تثبیت شد.
«Währung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.