[ˈvʏʁfl̩ˌt͡sʊkɐ]
قند حبهای
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Würfelzucker | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Würfelzucker | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Würfelzucker | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Würfelzuckers | — |
Maria gab ihrem Pferd ein Stück Würfelzucker.
«Würfelzucker» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.