[ˈvaxˌdiːnst]
نگهبانی، حراست
English: security service
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Wachdienst | die Wachdienste |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Wachdienst | die Wachdienste |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Wachdienst | den Wachdiensten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Wachdienstes | der Wachdienste |
Tom hat heute Wachdienst.
تام امروز نگهبانی دارد.
«Wachdienst» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.