[ˈvakstuːm]
رشد
English: growth
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Wachstum | die Wachstümer |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Wachstum | die Wachstümer |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Wachstum | den Wachstümern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Wachstums | der Wachstümer |
Anpassung führt zu Wachstum.
سازگاری باعث رشد میشه.
«Wachstum» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.