[ˈvaʁt͡sə]
زگیل
English: wart
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Warze | die Warzen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Warze | die Warzen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Warze | den Warzen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Warze | der Warzen |
Diese Warze macht mir Sorgen.
این زگیل نگرانم کرده.
«Warze» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.