[ˈvɪtəʁʊŋ]
وضعیت جوی
English: weather conditions
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Witterung | die Witterungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Witterung | die Witterungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Witterung | den Witterungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Witterung | der Witterungen |
Die Witterung beeinflusst die Ernte.
وضعیت جوی بر برداشت محصول تأثیر میگذارد.
«Witterung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.