[ˈvʊʁt͡sl̩]
ریشه
English: root
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Wurzel | die Wurzeln |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Wurzel | die Wurzeln |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Wurzel | den Wurzeln |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Wurzel | der Wurzeln |
Der alte Baum hat sehr dicke Wurzeln.
درخت پیر ریشههای بسیار ضخیمی دارد.
«Wurzel» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.