[t͡sʊʁˈʃaʊ̯ˌʃtɛlʊŋ]
به نمایش گذاشتن
English: display, exhibition
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Zurschaustellung | die Zurschaustellungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Zurschaustellung | die Zurschaustellungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Zurschaustellung | den Zurschaustellungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Zurschaustellung | der Zurschaustellungen |
Die Zurschaustellung von Luxusgütern ist ihm peinlich.
به نمایش گذاشتن کالاهای لوکس برای او شرمآور است.
«Zurschaustellung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.