سطح C2فعل

argumentieren

[aʁɡumɛnˈtiːʁən]

استدلال کردن

English: to argue

جدولِ کاملِ صرف argumentieren در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل argumentieren

حال
er argumentiert
گذشته‌ی ساده
argumentierte
پرفکت
hat argumentiert
امری
argumentiere! / argumentiert!
  • ich argumentiere
  • du argumentierst
  • er/sie/es argumentiert
  • wir argumentieren
  • ihr argumentiert
  • sie argumentieren

جمله‌ی مثال با argumentieren

  • Bill kann gut argumentieren.

    بیل در استدلال کردن خوب است.

ترکیب‌های رایج با argumentieren

  • mit dem Bauch argumentieren

«argumentieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.