[ˈaʊ̯fˌfʁɛsn̩]
بلعیدن، خوردن
English: to devour, gobble up
جدولِ کاملِ صرف auffressen در همهی زمانها ←Ich könnte dich auffressen.
میتونم از شدت دوستت خوردت کنم.
«auffressen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.