سطح C2فعل

ausbaden

[ˈaʊ̯sˌbaːdn̩]

تحمل کردن، تاوان دادن

English: to bear the consequences, to pay for

جدولِ کاملِ صرف ausbaden در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل ausbaden

حال
er badet aus
گذشته‌ی ساده
badete aus
پرفکت
hat ausgebadet
امری
bade aus! / badet aus!
  • ich bade aus
  • du badest aus
  • er/sie/es badet aus
  • wir baden aus
  • ihr badet aus
  • sie baden aus

جمله‌ی مثال با ausbaden

  • Tom musste alles ausbaden.

    تام باید همه‌چیز را به گردن می‌گرفت.

ترکیب‌های رایج با ausbaden

  • Fehler ausbaden

«ausbaden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.