[ˈaʊ̯sˌvɪʃn̩]
پاک کردن، سر کسی کلاه گذاشتن
English: to wipe out, to trick
جدولِ کاملِ صرف auswischen در همهی زمانها ←Er hat mir eins ausgewischt.
او یک کلاه سر من گذاشت.
«auswischen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.