[bəˈt͡sɪʁt͡sn̩]
افسون کردن، جذب کردن
English: to charm, to captivate
جدولِ کاملِ صرف bezirzen در همهی زمانها ←Sie hat ihn mit ihrem Lächeln bezirzt.
او با لبخندش او را افسون کرد.
«bezirzen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.