سطح C2فعل

brandmarken

[ˈbʁantˌmaʁkn̩]

ننگ زدن، شماتت کردن

English: to brand, denounce

جدولِ کاملِ صرف brandmarken در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل brandmarken

حال
er brandmarkt
گذشته‌ی ساده
brandmarkte
پرفکت
hat gebrandmarkt
امری
brandmarke! / brandmarkt!
  • ich brandmarke
  • du brandmarkst
  • er/sie/es brandmarkt
  • wir brandmarken
  • ihr brandmarkt
  • sie brandmarken

جمله‌ی مثال با brandmarken

  • Die Gesellschaft brandmarkt solche Taten als unmoralisch.

    جامعه چنین اعمالی را به‌عنوان غیراخلاقی ننگ می‌زند.

ترکیب‌های رایج با brandmarken

  • ein Verbrechen brandmarken
  • Zustände öffentlich brandmarken
  • Verräter brandmarken

«brandmarken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.