سطح C1فعل

durchschneiden

[ˌdʊʁçˈʃnaɪ̯dn̩]

بریدن، قطع کردن

English: to cut through, to sever

جدولِ کاملِ صرف durchschneiden در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل durchschneiden

حال
er durchschneidet
گذشته‌ی ساده
durchschnitt
پرفکت
hat durchschnitten
امری
durchschneid! / durchschneidet!
  • ich durchschneide
  • du durchschneidest
  • er/sie/es durchschneidet
  • wir durchschneiden
  • ihr durchschneidet
  • sie durchschneiden

جمله‌ی مثال با durchschneiden

  • Soll ich das durchschneiden?

    باید این را از وسط ببرم؟

ترکیب‌های رایج با durchschneiden

  • Nabelschnur durchschneiden

خانواده‌ی واژه

«durchschneiden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.