[ˈaɪ̯nˌʃlaɪ̯mən]
چاپلوسی کردن، تملق گفتن
English: to suck up, to flatter
جدولِ کاملِ صرف einschleimen در همهی زمانها ←Er versucht, sich beim Chef einzuschleimen.
او سعی میکند خودش را نزد رئیس چاپلوسی کند.
«einschleimen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.