[ˈaɪ̯nˌtʁaɪ̯bn̩]
مطالبه کردن، وصول کردن
English: to collect, to demand
جدولِ کاملِ صرف eintreiben در همهی زمانها ←Er treibt die Schulden mit Gewalt ein.
او بدهیها را با زور وصول میکند.
«eintreiben» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.