سطح B2صفت

gigantisch

[ɡiˈɡantɪʃ]

غول‌پیکر، عظیم

English: gigantic, enormous

جمله‌ی مثال با gigantisch

  • Manometer, ich bin gigantisch breit.

    وای، من فوق‌العاده پهن و گشادم.

ترکیب‌های رایج با gigantisch

  • einfach gigantisch
  • geradezu gigantisch
  • wahrhaft gigantisch
  • gigantisch angewachsen
  • gigantisch groß
  • gigantisch hoch
  • etwas/jemanden gigantisch finden

«gigantisch» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.