سطح C2فعل

hemmen

[ˈhɛmən]

بازداشتن، مانع شدن

English: to hinder, impede

جدولِ کاملِ صرف hemmen در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل hemmen

حال
er hemmt
گذشته‌ی ساده
hemmte
پرفکت
hat gehemmt
امری
hemm! / hemmt!
  • ich hemme
  • du hemmst
  • er/sie/es hemmt
  • wir hemmen
  • ihr hemmt
  • sie hemmen

جمله‌ی مثال با hemmen

  • Kälte und Trockenheit hemmen die Entwicklung der Larven.

    سرما و خشکی، رشد لاروها را کند می‌کند.

خانواده‌ی واژه

«hemmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.