[ɪmpɔʁˈtiːʁən]
وارد کردن
English: to import
جدولِ کاملِ صرف importieren در همهی زمانها ←Japan muss Öl importieren.
ژاپن باید نفت وارد کند.
«importieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.