سطح B2فعل

importieren

[ɪmpɔʁˈtiːʁən]

وارد کردن

English: to import

جدولِ کاملِ صرف importieren در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل importieren

حال
er importiert
گذشته‌ی ساده
importierte
پرفکت
hat importiert
امری
importiere! / importiert!
  • ich importiere
  • du importierst
  • er/sie/es importiert
  • wir importieren
  • ihr importiert
  • sie importieren

جمله‌ی مثال با importieren

  • Japan muss Öl importieren.

    ژاپن باید نفت وارد کند.

ترکیب‌های رایج با importieren

  • Daten importieren

خانواده‌ی واژه

«importieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.