[ɪntɐpʁeˈtiːʁən]
تفسیر کردن
English: to interpret
جدولِ کاملِ صرف interpretieren در همهی زمانها ←Der Arzt muss die Blutwerte richtig interpretieren.
پزشک باید مقادیر خون را درست تفسیر کند.
«interpretieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.