سطح C2فعل

kollidieren

[kɔliˈdiːʁən]

برخورد کردن

جدولِ کاملِ صرف kollidieren در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل kollidieren

حال
er kollidiert
گذشته‌ی ساده
kollidierte
پرفکت
ist kollidiert
امری
kollidier! / kollidiert!
  • ich kollidiere
  • du kollidierst
  • er/sie/es kollidiert
  • wir kollidieren
  • ihr kollidiert
  • sie kollidieren

جمله‌ی مثال با kollidieren

  • Seine Interessen kollidieren mit meinen.

خانواده‌ی واژه

«kollidieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.