[ˈniːdɐˌʃlaːɡn̩]
سرکوب کردن
English: to suppress, to put down
جدولِ کاملِ صرف niederschlagen در همهی زمانها ←Mein Mann hat den Einbrecher niederschlagen.
شوهرم سارق را نقش بر زمین کرد.
«niederschlagen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.