سطح A2فعل

reiten

[ˈʁaɪ̯tn̩]

اسب‌سواری کردن

English: to ride (a horse)

جدولِ کاملِ صرف reiten در همه‌ی زمان‌ها ←

صرف فعل reiten

حال
er reitet
گذشته‌ی ساده
ritt
پرفکت
ist geritten
امری
reit! / reitet!
  • ich reite
  • du reitest
  • er/sie/es reitet
  • wir reiten
  • ihr reitet
  • sie reiten

جمله‌ی مثال با reiten

  • Am Wochenende reitet sie gerne im Wald.

    او آخر هفته‌ها با کمال میل در جنگل اسب‌سواری می‌کند.

ترکیب‌های رایج با reiten

  • ein Pferd reiten
  • ein Ross reiten

«reiten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.